![]() |
![]() |
|
| دل نوشته |
|
گفتم چرا در ناامیدی زندگی می کنی در حالی که خواهان شاد زیستنی؟؟
گفت دلیل شاد زیستنم را گم کرده ام.. گفتم تو آن را گم نکرده ای من آن را می بینم..! برای مدت طولانی به سکوت دعوت شدیم با طعنه گفت : در کدامین جاده آن را جا گذاشته ام؟؟ گفتم علم غیب را نیاموخته ام ولی یک چیز را خیلی خوب را فهمیدم .. این که اگر چیزی را نمی توانی ببینی نگو گم شده..همه چیز در روح تو دمیده شده تا بتوانی راه درست را انتخاب کنی * هیچ چیز در درون تو گم نمی شود تو نمی خواهی آن را پیدا کنی . چرا که با غم ها دمساز شده ای . اگر رمز شاد زیستن را می خواهی در درون خودت جستجو کن........ لبحندی زد احساس کردم معنی لبخندی دوباره را تجربه می کند . او چیزی را که سرگردانش کرده بود دوباره پیدا کرد ولیکن در وجوه خودش و با اراده ی خودش.
(( راستی یک وبلاگ جدید هم افتتاح کردم خوشحال می شم سر بزنید http://www.malake-s.blogfa.com/ ))
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 21:31 توسط شیرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ من برای آدم هایی است که دلشان پر از حرف های نگفته است
|
| پیوندها |
|
شبگیر جووووووووووووووونم تنها ترين دوست خوفم(عر شيا) |
|
RSS
|