![]() |
![]() |
|
| دل نوشته |
|
به راستی حقیقت درون ما انسانها در چیست؟؟
چرا درون خسته ی ما از بی تابی و دل مردگی سخن می گوید؟؟ چرا وقتی گاه و بی گاه نوبت به تنهایی ما می رسد دوست نداریم سکوت دل را بشکنیم؟؟ چرا وقتی دل می خواهد سخن بگوند فرار می کنیم؟؟ این روزمرگی و تکرار همه چیز رو داره خراب می کنه............. از زمینی بودن خودم خسته شده ام کاش مهلت زندگی کردن کوتاه بود تا انگیزهایمان بیشتر می شد تا شاید حداقل به راز وجود خود پی می بردیم..... حتی خدا هم بندهایش را فراموش کرده در غیر این صورت حداقل جواب دعاهایمان را می داد... این روزها همه در خود گم شده ایم همه به دنبال یک راه فرار می گردیم تا از این قفس رهایی یابیم. ای انسانهایی که بخشی از وجود مرا درک کرده اید شما بگویید آیا این انصاف است که او بنده هایش را به فراموشی بسپارد؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 17:20 توسط شیرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ من برای آدم هایی است که دلشان پر از حرف های نگفته است
|
| پیوندها |
|
شبگیر جووووووووووووووونم تنها ترين دوست خوفم(عر شيا) |
|
RSS
|