![]() |
![]() |
|
| دل نوشته |
|
می خواهم باشم ولی نیستی منو به سوی خود می خواند
می خواهم زندگی کنم ولی درهای مرگ به رویم باز می شوند می خواهم خودم باشم ولی خودهای دیگر مرا از خود می گیرند می خواهم موفق باشم ولی شکست نمی گذارد می خواهم آینده را بسازم ولی در حال اسیرم دیگر نمی خواهم باشم ولی بودن مرا به سوی خود دعوت می کند می خواهم بروم ولی زندگی دستهایم را رها نمی کند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 11:36 توسط شیرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ من برای آدم هایی است که دلشان پر از حرف های نگفته است
|
| پیوندها |
|
شبگیر جووووووووووووووونم تنها ترين دوست خوفم(عر شيا) |
|
RSS
|