![]() |
![]() |
|
| دل نوشته |
|
در درونم تلاطم زجر آوری بر پا شده. راه رسیدن به خواسته هایم را پیدا نمی کنم .
در تنگنا قرار گرفتم . دوست داشتم هیچ وقت به این دنیای لعنتی نمی آمدم. داره اذیتم میکنه افکارمو می گم . ولی نمی خوام ناامید بشم چون اگر نخوام دوباره تلاش کنم و به جستجوی آنچه در زندگی خواهان آنم ادامه ندهم به سویم نخواهد آمد دیگه دارم دیووووونه می شم چووو ن اون کسی که می خوام باشم نیستم . آدم راحت طلبی نیستم تلاش زیادی دارم ولی تلاش هام نتیچه ای نمی دن. خیلی عجیبه نه!!!!!!!!!!!!!!!!! عذاب وجدان گرفتم . تو می تونی درکم کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟ می تونی راهی رو پیش روم بذاری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا برام یه بحران شده که دوره ی خیلی طولانی رو هم داره بیشتر از این نمی تونم بگم تو یه چیزی بگو..................... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 22:10 توسط شیرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ من برای آدم هایی است که دلشان پر از حرف های نگفته است
|
| پیوندها |
|
شبگیر جووووووووووووووونم تنها ترين دوست خوفم(عر شيا) |
|
RSS
|